در گفت و گو با سردار درچه ای مطرح شد
مکتب مسجد ، خرمشهر را آزاد کرد
محمد جواد رنجبر
سردار سید هاشم درچه ای از پاسدارانی است که در عملیات بیت المقدس که به آزادسازی خرمشهر در سوم خردادماه انجامید حضور داشت.
وی همچنین مدال درجه سه فتح را از مقام معظم رهبری دریافت کرده است.
وی معتقد است مسجد محور دفاع از خرمشهر و مکتب مسجد آزادکننده خرمشهر بود.
با وی به گفت و گو نشسته ایم تا ابعادی را از این عملیات از زبان وی که در آن زمان پاسدار بوده بشنویم.
سردار درچه ای:
جنگ در مملکت ما با سایر جنگ ها فرق می کند ما به دنبال زیاده طلبی ، کشورگشایی و قدرت طلبی نبوده و نیستیم. ما به هیچ وجه در فرهنگ خود مسئله ای به نام جنگ نداریم آن چه مطرح است موضوع دفاع است.
هیچ کدام از مشهدی هایی که به خرمشهر رفتند تا در برابر دشمن بعثی از میهن اسلامی مان دفاع کنند منافع مادی در آن جا نداشتند که بخواهند از منافع مادی خود دفاع کنند.
بزرگ ترین ارزش برای انسان ها جان آنان است. اما مردم به آن جا رفتند تا از شرف و دین و حیات انسانی دفاع کنند.
تمام کسانی که برای دفاع از کشور به جبهه های نبرد حق علیه باطل رفتند فرزند اسلام بودند و چون اسلام در خطر بود به آن جا شتافتند تا از یک حکومت اسلامی و دینی دفاع کنند. آنان با خدا معامله کردند.
سرمایه آنان دین، مکتب و قرآن بود و در این راه جان خود را فدا کردند. تمام کسانی که به جبهه رفتند متعلق به قبیله ولایت اند اما مشهدی ها به دلیل هم جوار بودن با مضجع منور رضوی ولایتی بودنشان پررنگ تر است.
در عملیات بیت المقدس از هورالعظیم تا اهواز که حدود ۱۰۰ کیلومتر است از ۲۳ کیلومتری اهواز- سیدطاهر که خط مقدم و خاکریز عراقی ها بود تا خرمشهر ۸۰ کیلومتر است.
در واقع منطقه ای است که رزمندگان اسلام در عملیات بیت المقدس آزاد کردند ۱۰۵ در ۸۵ کیلومتر وسعت داشت و نقطه جنوبی آن شهر خرمشهر بود. وقتی بچه ها در این عملیات حمله کردند می دویدند.
عرض کرخه از ۱۰ متر شروع می شدو عرض کارون هم از ۱۵۰ تا ۳۰۰ متر و این رود تا خرمشهر می رفت. از شمال آب رودخانه کرخه بود از شرق رود کارون بود از غرب خود هورالعظیم بود که ۴۰ کیلومتر عرض و ۷۰ کیلومتر طول دارد. از جنوب هم اروند. عملیات بیت المقدس اولین عملیات ما نبود، پیش از آن عراقی ها ضرب شست این بچه های مخلص را در آزادسازی آبادان چشیده بودند. پشت رودخانه اروند میدان مین ایجاد کرده بودند تا ما نتوانیم از آن جا عمل کنیم.
عراقی ها در کانال ها مین کار گذاشته بودند. اما آن ها در عملیات بیت المقدس یک کار جدید کرده بودند و آن این بود که یک نورافکن به طرف کانال گذاشته بودند و یک تیربار هم آماده بود که اگر رزمندگان قصد عبور را از این مسیر داشتند به آنان شلیک کنند.
در اکثر مناطق بعد از آب ابتدا میدان مین قرار داشت و بعد از آن تازه خاکریز و استحکامات عراق قرار داشت و نیرویی که می خواست به عراق حمله کند باید از رودخانه رد می شد و دشمن در منطقه دار خوین، رود را به وسیله گشتی ها کنترل می کرد.
به عملیات بیت المقدس، ارتش، سپاه و بسیج با هم قاطی بودند تصور من این است که مدیریت این عملیات بیانگر تعهد مدیران ما بود.
در این عملیات قرارگاه کربلا و ۴ قرارگاه دیگر به نام های نصر، فتح، قدس و فجر حضور داشتند که قرارگاه فجر در حال احتیاط به سر می برد. هرکدام از این ۴ قرارگاه ۵ قرارگاه زیرمجموعه داشتند و در مجموع ۲۱ قرارگاه عملیات را هدایت می کردند. در هر قرارگاهی حداقل یک تیپ از ارتش و سپاه حضور داشتند و تقریبا هر قرارگاه از دو تیپ تشکیل شده بود.
منطقه عملیاتی کوهستانی نبود و صاف بود. این که۲۱ قرارگاه هدایت عملیات را برعهده داشتند یعنی ۲۱ ستاد برای هدایت عملیات در حال طراحی و برنامه ریزی بودند در هیچ عملیاتی در هیچ جای تاریخ، ۲۱ قرارگاه برای هدایت و مدیریت ، فعالیت نداشته است. آن جا فقط یک امتحان الهی بود و آن عملیات خیلی سخت بود. تمام نیروها دراین عملیات امتحان دادند.
عملیات تقریبا یک ماه به طول انجامید. بچه ها عمل کردند و رمز عملیات هم نام مبارک علی(ع) بود. شب اول حمله کردند اما نتوانستند و کلی شهید دادیم. شب دوم و سوم هم به همین منوال ادامه یافت. هر شب عملیات بود و مرحله اول یک هفته طول کشید و عملیات بیت المقدس دارای ۴ مرحله بود و هر مرحله حدود یک هفته به طول انجامید.
شب های اول و دوم و سوم بچه ها هر شب به آب و آتش زدند اما موفق نشدند و برگشتند. ما در تیپ ۱۸ جوادالائمه بودیم چزابه را از تیپ اصلی امام رضا(ع) تحویل گرفتیم اما تعدادی از نیروهای مان را در عملیات نگه داشتیم.
وقتی در چند شب اول نیروها موفق به عملیات نشدند سردار محسن رضایی که فرمانده قرارگاه کربلا بود تصمیم به جابه جایی نیروها گرفت، این جا به جایی ها هم خیلی زیاد انجام شد.
به علت آن که نیروی هوایی ما در تحریم به سر می برد، امکان استفاده از هواپیما برای ما فراهم نبود.
به این علت هر روز از ساعت ۹ صبح به بعد ۲ هواپیمای عراقی بر فراز آسمان منطقه استقرار نیروهای ما در حال پرواز بودند شب ها نیز برای شناسایی ضدهوایی ها پرواز می کردند و گزارش و عکس های هوایی را به اتاق جنگ در بغداد می بردند.
جا به جایی نیروها موجب شد که اتاق جنگ بغداد از وجود این همه نیرو وحشت کند و حاصل این امر
این بود که ۱۷هزار نیروی عراقی مستقر در خرمشهر اسیر شدند.
هفته بعد، مرحله دوم عملیات بود. البته در مرحله دوم رزمندگان اسلام توانستند تا نزدیکی های جاده اهواز- خرمشهر پیشروی کنند.
عملیات های هر شب ایران باعث وحشت عراق شده بود. عکس های هوایی از جابه جایی نیروها نیز باعث شد تا عراق به وحشت بیفتد و دستور عقب نشینی و فرار نیروهای خود را صادر کند و تا دژ مرزی عقب نشستند.
آن ها از پل دارخوین به سمت عراق می رفتند.
این اتفاق تقریبا پس از ۱۲ روز از آغاز عملیات روی داد.
تقریبا از جاده اهواز- خرمشهر تا دژ مرزی ۴۰کیلومتر فاصله وجود دارد که تانک ها به سرعت در حال عقب نشینی از این مسیر بودند.
فرار عراقی ها راه موفقیت را به ما نشان داد. یعنی متوجه شدیم که از کجا می توان به خرمشهر نفوذ کرد. راه نفوذ به خرمشهر فقط یک نقطه بود و عراقی ها با عقب نشینی این راه را به ما نشان دادند.
صدام از این که ایران نمی تواند به خرمشهر نفوذ کند و آن را پس بگیرد که گفته بود اگر خرمشهر را بگیرید، کلیه بصره را می دهم.
علت پیروزی ما در خرمشهر این بود که بچه های ما بنده خدا بودند و بعثی های عراق به دلیل ارتکاب گناه ذلیل و خوار شدند.
عراقی ها در خرمشهر دژی ساخته بودند که واقعا عبور از آن دژ کار راحت و آسانی نبود.
دژ خرمشهر متشکل از سیم خاردارهای کلاف به ارتفاع ۷ متر که روی خاکریز قرار داشت. یک سری خودرو و موانع به صورت عمودی جلوی دژ قرار داشت تا اگر ایران بخواهد از طریق چتربازهای خود به دژ خرمشهر نفوذ کند، به این موانع برخورد کند. خرمشهر استحکامات زیادی داشت و این امر کار ما را سخت کرده بود.
پشت خرمشهر اروندرود بود و آن طرف اروند عراق قرار داشت. عراقی ها در آن سوی اروند و سمت راست میدان مین ایجاد کرده بودند که اگر ایران خواست از طریق هلی برد نیروهای چترباز خود را پیاده کند، با میدان مین برخورد کند.
می دانید ما از کجا متوجه وجود این میدان مین شدیم؟ زمانی که فرمانده عراقی ها قصد عقب نشینی و فرار را به عراق داشتند وقتی پس از عبور از اروند به نزدیکی عراق رسیدند با میدان مین مواجه شدند و مجبور شدند بازگردند و خود را تسلیم کنند.
فقط یک راه نفوذ به خرمشهر وجود داشت که منطقه قابل تردد هم حداکثر ۲ کیلومتر بود.
آن راه از شلمچه به سمت خرمشهر می آمد. عراقی ها فقط آن راه را بازگذاشته بودند. در عملیات بیت المقدس بیش از ۱۷ هزار اسیر از عراقی ها گرفتیم و چون وسیله ای برای انتقال این اسرا به پشت جبهه نبود، اسرا را سوار کامیون ها کردیم و با کامیون هایی که فقط یک بسیجی مسلح سوار بر آن ها بود و مراقب اسرای عراقی، آن ها را به عقب بردیم.
اسرای عراقی آن قدر وحشت زده بودند که جرأت حمله را به تنها محافظ کامیون هم به خود نمی دادند.
عملیات بیت المقدس آن قدر طول کشید که حتی یک نفر هم نبود که در این امتحان شرکت نکند و بچه ها امتحان زیبا و باشکوهی را گذراندند.
این بچه ها نجنگیدند؛ بلکه در قالب جنگ خدا را عبادت کردند و آن منطقه هم منطقه امتحان بود، آن ها امتحان دادند.